*ادبیات*Literature*la littérature*

خرید بک لینک

Once again you go, you fall, you dream, you bleed, you are awake,  is that real? Once again life’s good. Life’s bad. Let’s dream and see where we’ll land. In the sea. No too deep. On the ground a box of chocolate. An army of ants. in a pond. In a pond. I can breathe. I can swim.

+ نوشته شده در ساعت 21:20 توسط Panthea Rajabi Nejad  | 

*ادبیات*Literature*la littérature*...

ما را در سایت *ادبیات*Literature*la littérature* دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 19:05

نمی خوام به کسی که دوستش دارم آسیب بزنمنمی خوام گذشته را اینجا به زمان حال بیارممی خوام حضور داشته باشموقتی که کنار من زندگی می کنینمی خوام وقت کشی کنمیا بخندم وقتی خوشحال نیستمو به تنهایی تبدیل شم به روحی که همه را دوست دارهدر حال فروختنش به شیطاندوست ندارم اینطوری زندگی کنم**************اینطوریانگار که درد نمی کشمیا وجود ندارمدر حال غرق شدن در کلمات بیصدابا دستانی که بخاطر چنگ زدن به شن های ساحل پینه بسته اندهراز تیکه شدنوقتی صدای روح هر دوی ما خفه می شودو درگیر و مسئول چیزی که از دست رفته میشم**************جمع دو نیمهاشکی که خوراک رودخانه می شوددرمان غرور و خودپسندینوری که راهی را برای فراموش کردن تنهایی ها رهنمون می شود + نوشته شده در ساعت 12:2 توسط Panthea Rajabi Nejad  |  *ادبیات*Literature*la littérature*...ادامه مطلب

ما را در سایت *ادبیات*Literature*la littérature* دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 19:05

-زندگی عجیب است...+تمام حرفت این است؟؟!!بگذار من بگم چه چیزی عجیب است-تو-آره، تو عجیبی!خود خود تو!تو هنوز مثل یک دختر بچه با گونه های سرخ و شوقی تب آلود درگیر ساختن قصر رویایی ات هستیکه روی اون دوردست ترین کوه ها میان انبوهی از مه خودش را پشت دست های درختان پنهان کرده و جا خوش کرده! انگار آب از آب تکان نخورده و حتی اگر در یک ان به وحشتناک ترین شکل فرو بریزه کوتاه نمیای!!تو عجیبی که برای خودت یه دنیای قشنگ ساختیاز توازن و عشقاز دوستی و اعتماداز صداقت و خلوص!! هاهاهاتو عجیبیکه به ارزش هایی چنگ میزنی که شاید مدتهاست مردندولی هیچ وقت براشون سوگواری نکردیو نگریستیانگار هنوز وجود دارن!تو عجیبی که تو دنیای بی رحم امروز هنوز به ایده آل های خودت قائلی!اگر یکم واقع بین بودی دیگه نمی گفتی زندگی عجیبه چون می دونستی این نظام حاکم بر طبیعته که پذیرفتنش برای انسان گرون تموم میشه نه زندگی!-من عجیب نیستم. اینکه این همه جوون برای همین ارزش هایی که تو از مرگشون سخن به میان میاری می جنگن نشون میده که من عجیب نیستم. اینکه آدما دنبال امید و آزادی و رهایی از بند یک مشت خضعبل اند عجیب نیست، دیوانگی نیست!! چیزی که عجیب است زندگی است که هیچگاه نمی توانی مطمئن باشی به کدام سمت می بردت. می دانی چرا؟+احتمالا چون خودت را اسیر دست سرنوشت می دونی!-نه، چون انسان این موجود خودپسند، که توهم زده اشرف مخلوقاته اما مثل شیری درنده به طعمه هاش چنگ میزنه، این موجود غیر قابل پیش بینی، هنوز رو خودش کنترلی که باید را نداره چه برسد به محیط اطراف... این است که گاهی مسیر به بیراهه می ره و تنها راه نجات صرف نظر کردن است.+صرف نظر از چی؟-از یه بن بست بی انتها.... از این امید واهی که قراره فهمیده بشیم. این امید اگر بمیره ان *ادبیات*Literature*la littérature*...ادامه مطلب

ما را در سایت *ادبیات*Literature*la littérature* دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 19:05

صفحه بندی